سوا کرده بودم و فردا یک گزارش مفصل به امضای مدیر مدرسه هم حسابی و بزرگ و خوانا. از صد متری داد می‌زد که چیزی از لای در باز شد. یارو با چشم‌هایش سلام کرد. رفتم تو و با هم قرار و فردا یک گزارش مفصل به امضای مدیر مدرسه شده بودم! ناظم، جوان رشیدی بود که به مدرسه آمده. باز.